بضاعت

تمام بضاعتم این بود!

آنچه دیدی، همانم که هستم

آخرین برگ این دفتر کاهی

ایستاده در آخرین زمین خدا

نگاهم به پر پروانه ها

- راستی نسیم بالها یشان را میشنوی از این همه راه دور؟ -

انگار که زین کرده اند پشت باد را

تکیه گاهم سالهای شُخمِ در بی آب

جولانگه ام مدارآفتاب.

زمانیکه شبروان شب  تمرین می کنند

آفتابم!

سوزان و گرم

گرم عشقم

آفتابِ آفتابم

آخرِ امیدم، امید.

 

آخرای پائیز 1390

/ 9 نظر / 37 بازدید
برگ پاییزی

من میشنوم پروانه ها رد گمشده تو را با نسیم بالهایشان نجوا میکنند به آخر برگ کاهی که میرسم تو دیگر آنجا نیستی آفتاب سوزانی به گرمی عشق تو را ربوده است و من در آخرین برگ کاهی خواهم ماند تا تو برگردی

banoo

جای مردان سیاست بنشانید درخت تا هوا تازه شود.....[خنثی]

پری

مرسی بابت تبریک اینم وبلاگ خودشه دلم می خواد اینجا تشویق بشه که بنویسه از خودش از فکرش از آرزوهاش تشویق بشه دوباره نقاشی رو شروع کنه پس کمکم کنین http://parisaz.blogfa.com/

ب ه س

امیدوار و گرم و عاشق....... آفتاب آمد دلیل آفتاب [لبخند]

صدف

وای از اخرین برگ از این دفتر کاهی.. بوی این دفتر اما مگه فراموش شدنیست..؟! سلام دایی جان حالتون چطوره دلم تنگ شده برای قدمهات کلمه هت.. سلامت باشی الاهی.

fatemeh

[قلب][قلب][قلب] سلام خيلي متن با احساس و قشنگي بود وبلاگ خوبي داري خوشحال مي شم با هم تبادل لينك كنيم... اگه موافق بودي منو با نام(فقط دانلود)لينك كن و به من خبر بده تا من هم لينكت كنم راستي من هميشه آپم. به من هم يه سر بزن اين ها هم وبلاگ هاي من هستند: http://just-download.persianblog.ir http://asheghe76.persianblog.ir

پری

بی خبر گذاشتین؟!!

الهام

زمستان عجیبی است امسال....

born

قوطی خالی خوشرنگ...